عقل و جهل

مهاجرت نخبگان1
مهندس بهزاد کاوسی*
پدیده مهاجرت نخبگان مدتهاست که در کشورهای در حال توسعه به عنوان یک معضل بزرگ مطرح بوده و اقدامات صورت گرفته در این کشورها تا کنون رافع نگرانیهای سیاستگذاران این کشورها نبوده است .این پدیده که از آن به عنوان فرار مغزها2 یاد می کنند موجب می گردد که یک کشور پس از تربیت و صرف هزینه و پتانسیل زیاد ، افراد توانمند و خلاق خود را تقدیم کشورهایی نماید که به جهت دارا بودن جذابیتهای خاص خود محیطی به ظاهر مناسبتر را جهت کار و زندگی فراهم نموده اند . کشورهای پیشرفته جهان همواره با آغوشی باز پذیرای نخبگان و تیزهوشان کشورهای دیگر بوده و در جذب این نیروها عمدتاً از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند .در این نوشته سعی براین نخواهد بود که این پدیده در کشور عزیزمان بزرگنمایی شده و منحصر به کشور ما نشان داده شود ، چرا که مهاجرت و به ویژه مهاجرت نخبگان یک پدیده جهانی بوده و منحصر به کشور ما نیست . ذکر آمار و ارقام این مرقومه ( که با افسوس از آنها یاد می شود ) بیشتر به جهت توجه دادن و به خود آمدن است . یقیناً ایران با تمدنی دیرین و برخوردار از موهبت الهی ، یکی از کشورهایی است که بنا به اذعان همگان ، مردم آن از هوش و استعداد وافری برخوردارند و به جهت برخورداری از این توانمندی خدادادی همواره در تمام اعصار تاریخ استوار و سرافراز باقی مانده و خواهد ماند . پدیده مهاجرت از دیرباز در میان اقوام و تمدنهای مختلف وجود داشته و انواع مهاجرتهای انفرادی یا گروهی ، در فواصل دور و نزدیک در طول تاریخ ، بسیار اتفاق افتاده است .مسئله مهاجرت نخبگان نیز ، پدیده تازه ای نبوده و در تمام طول تاریخ ، جابجایی نخبگان از جامعه ای به جامعه دیگر کم و بیش وجود داشته است . در زمانهای گذشته مهاجرت نخبگان تا حدود زیادی تابع عرضه و تقاضا بوده و شمار نخبگانی هم که مایل به مهاجرت از موطن خود بودند ، اندک بود . ( به لحاظ فقدان وسایل ارتباط جمعی به وسعت کنونی ، وسایل حمل و نقل با سرعت و سهولت فعلی و نهایتاً ترس از ناشناخته ها ) . بنابراین مهاجرت نخبگان در گذشته هرگز به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح نبود ، اما امروزه وضعیت به کلی متفاوت است و این امر به صورت یک معضل و بحران خودنمایی می کند .آنچه که امروزه ، مسئله مهاجرت نخبگان را از مسئله مهاجرت به طور عام متمایز می کند این است که نخبگان قادرند علم و فناوری و صنعت جدید و به تبع آن فرصتهای شغلی جدید برای جامعه خویش ایجاد کنند . به عبارت دیگر ، به ازاء هر متخصص که مهاجرت می کند ، یک پروژه تحقیقاتی ، یک ابتکار و یک نوآوری بالقوه از دست می رود و در اختیار دیگران قرار می گیرد . نکته بارز دیگر اینکه هزینه زیادی برای تربیت نیروهای متخصص صرف می شود و از دست دادن این نیروها به منزله از دست دادن میلیاردها دلاری است که سالها در زمینه انباشت سرمایه انسانی و دانش هزینه شده است .
در مهاجرت نخبگان ، تنها مسئله خروج تعدادی نخبه در مقاطع زمانی مختلف مطرح نیست ، بلکه وقتی نخبه ( فرد باهوش ) برای همیشه مهاجرت می کند ، ژنهای باهوشی را نیز با خود خارج می کند و باعث می گردد که تداوم نسل این افراد باهوش در مکان دیگری به جز کشور خودشان تحقق یابد . یقیناً صفاتی همچون باهوشی ، قد بلند بودن ، قوی بودن و ... هر کدام از جمله صفات ژنتیکی هستند که از طریق ژن به نسلهای بعدی انتقال می یابند . به عبارت دیگر مسئله مهمتر از زیانهای اقتصادی ناشی از خروج نخبگان ، خروج ژنهای باهوشی است که این امر قابل جبران نیست .متاسفانه کشور ما هم یکی از کشورهایی است که با معضل مهاجرت نخبگان رو به روست ، اما به هیچ عنوان نباید اینگونه القاء شود که کسانی که در کشور مانده اند نخبه نیستند . طرح چنین تفکری در واقع اهانت بزرگی به خیل عظیم افراد فرزانه و فرهیخته ای است که بسیاری از سختیها و مشقات را به جان خریده اند و در دشوارترین شرایط ( حتی جنگ تحمیلی ) از فکر خدمت به سرزمین خود غفلت نورزیده اند و حتی از آن پاسداری هم کرده اند ، کما اینکه صرف مهاجرت همه کسانی که از کشور خارج شده اند دلیلی بر نخبه بودن آنها نخواهد بود .توجه بیش از حد به مهاجرات و فراموش کردن در کشور مانده ها بزرگنمایی موفقیت مهاجران و بی اعتنایی به توانمندیها و استعدادهای بی حساب در کشور مانده ها خواهد بود . اما به هر حال آمارهای موجود در مورد مهاجرت نخبگان از کشور ما ( که در پی خواهد آمد ) نگران کننده است و هر چقدر اقدامات اساسی و ریشه ای برای کاهش این آمار صورت گیرد یقیناً رشد و پویایی در تمام عرصه های علمی کشور را متعاقب خود خواهد داشت .
اصطلاح فرار مغزها را نخستین بار انگلیسی ها به کار بردند . فرار مغزها ریشه در روابط تاریخی آمریکا و انگلستان داشت و بیانگر انگیزه مهندسین و پزشکان انگلیسی برای مهاجرت به آمریکا با هدف کسب درآمد بیشتر و دستیابی به محیط کار مناسب تر در کشور مقصد بوده است . نویسندگان مصری از این واژه با اصطلاح دزدی مغزها نام می برند .به هر صورت از زمانی که در دهه 1960 مبحث فرار مغزها مطرح شد هیچکس تصور نمی نمود که این پدیده به یک معضل بزرگ تبدیل شده و مهاجرت افراد نخبه و باهوش از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته به سیلی خروشان تبدیل شود .همانگونه که ذکر شد همه افرادی که به کشورهای توسعه یافته مهاجرت می کنند لزوماً نخبه نیستند ، شاید لازم باشد در این بین تعریف دقیقی از نخبه ارایه شود . بنا به تعریف شورای عالی انقلاب فرهنگی فرد نخبه چنین تعریفی دارد :
(( نخبه فردی است باهوش ، خلاق ، مستعد ، کارآفرین و با نبوغ فکری که با فعالیت ذهنی خود در ایجاد نوآوری به رشد و توسعه کشور ، سرعت ببخشد . نخبگان می توانند امور را بهتر انجام داده و قدمهای موثری در رفع مشکلات محیط و جامعه و کشور خود بردارند . ))با چنین مشخصاتی از نخبه ، اگر آنهایی که از کشور می روند واجد چنین مشخصاتی باشند ، آیا نباید افسوس خورد ؟ آیا چنین مهاجرتهایی به معنی غنی تر شدن ذخیره ژنهای هوشمند کشورهای مهاجر پذیر و فقیرتر شدن ذخیره ژنهای هوشمند کشورهای مهاجر فرست نیست ؟ نکته مهمی که در این بین مطرح می شود این است که باید توجه داشت نیروی انسانی ، یکی از اساسی ترین شاخصهای توسعه یافتگی کشورها محسوب می شود و لذا نباید این مبحث تنها معطوف به مهاجرت مغزها گردد . در واقع می بایست در کلان قضیه توجه ویژه ای نیز به مهاجرت دستها صورت پذیرد .مهاجرت دستها یعنی کسانی که توانمندیها و مهارتهای دستی دارند و از دست دادن آنها نیز به اندازه مهاجرت مغزها نگران کننده است . برای ادامه بحث نگاهی گذرا خواهیم داشت به آمارها و ارقام مرتبط با مهاجرت نخبگان . اما در این خصوص ذکر چند نکته ضروریست :
1- بسیاری از این آمارها صرفاً نقل قول از منابع خارجی و سازمانهای بین المللی هستند . به عبارت دیگر هیچ منبع موثقی در کشور وجود ندارد که با استناد به آن بتوان آمارهای دقیقی از مهاجرت نخبگان به دست آورد .
2- خود سازمان ملل هم اعلام کرده است که از نظر این سازمان در دنیا ، حتی برای نمونه یک کشور هم وجود ندارد که بتواند آمار صحیح و جامعی در زمینه مهاجرت اتباعش ارایه دهد . با این تفاسیر ، اکنون نگاهی خواهیم داشت به آمارهای ارایه شده در مورد مهاجرت نخبگان کشورمان و دیگر کشورها :
- بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود با عنوان مهاجرت بین المللی و فرار مغزها تعداد افرادی را که از ایران خارج می شوند ، بالغ بر 300 هزار نفر در سال عنوان کرده است . در این گزارش آمده است که 58 در صد کل ایرانیهای مهاجر ( معادل 170 هزار نفر ) را افراد تحصیلکرده که برای ادامه تحصیلات و یا جستجوی شرایط بهتر زندگی خود به خارج مهاجرت می کنند ، تشکیل می دهند . آمریکا ، کانادا و اتحادیه اروپا به عنوان مراکز مهم جذب مهاجران ایرانی اعلام شده است . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول ، ایران از نظر فرار مغزها در بین 91 کشور در حال توسعه جهان ، مقام اول را داراست . بر اساس این گزارش سالانه بین 150 تا 180 هزار نفر تحصیلکرده از ایران خارج می شوند .
دیگر آمارهای مندرج در نوشته ها ، سایتهای اینترنتی و مطبوعات مبین نتایج زیر است :
- آمار ایرانیان خارج از کشور از رقم 3 میلیون شروع و تا پنج میلیون نفر تخمین زده می شود .
- از 3 میلیون مهاجر ایرانی به ترتیب 1/2 میلیون نفر در آمریکا ، 200 هزار نفر در کانادا ، 180 هزار نفر در انگلیس ، 110 هزار نفر در آلمان ، 100 هزار نفر در فرانسه ، 90 هزار نفر در سوئد ، 70 هزار نفر در استرالیا و بقیه در سایر کشورها ساکن هستند .
- ایرانیان اسکان یافته در کشورهای اروپایی بین 200 تا 400 هزار نفرند که بسیاری از آنها در گذشته دانشجو بوده اند که دیگر به ایران باز نگشته اند .
- گفته می شود که 92 درصد جوانان ایرانی که در المپیادها مقامهای اول تا سوم را کسب کرده اند به دعوت دانشگاههای خارجی از کشور خارج شده اند .
- بر اساس برآوردهای موجود ( سازمان نخبگان ایران ) حدود نیم میلیون متخصص ایرانی در خارج از کشور به سر می برند .
- در حال حاضر 1836 نفر عضو هیئت علمی تمام وقت و رسمی ایرانی در دانشگاههای آمریکا هستند که با احتساب اعضاء هیات علمی پاره وقت و غیر رسمی این تعداد به 5 هزار نفر می رسد .
- گفته می شود که در سال 1383 در آمد نفت 12 میلیارد دلار بوده و در همین سال زیان کشور از مهاجرت نخبگان 38 میلیارد دلار برآورد شده است .
- بنابر آمار وزارت کار کانادا در سال 1381 دولت این کشور بالغ بر 40 میلیون دلار از بابت مهاجرت ایرانیان متنفع شده است .
- بررسیها در خصوص مهاجران سرمایه گذار نشان می دهد که ایران رتبه پنجم در بین کشورهای مهاجر فرست به کانادا را داراست . کشورهای کره و تایوان در ردیفهای اول و دوم قرار دارند .
- بر اساس آمارهای ارایه شده یک چهارم جمعیت دبی را ایرانیان تشکیل می دهند و حدود 4650 شرکت ایرانی سرمایه گذار که 45% از نرخ تشکیل سرمایه ثابت دوبی است ، در این کشور فعالیت دارند و نزدیک به
3000دانشجوی ایرانی در امارات تحصیل می کنند که هزینه سالانه آنها بالغ بر 60 تا 70 میلیون دلار است .
– مجموع ثروت ایرانیان مقیم خارج ، حدود 1300 میلیارد دلار تخمین زده می شود که این رقم معادل 20 سال صدور کالاهای نفتی و غیر نفتی ایران است ( سازمان نخبگان ایران ) .
- گفته می شود که 46 درصد از مهاجران ایرانی مقیم آمریکا لیسانس و بالاتر هستند که میانگین درآمد آنها در آمریکا 55 هزار دلار در سال است در حالی که میانگین درآمد برای یک آمریکایی 35 هزار دلار در سال می باشد .
- گفته می شود که سالانه حدود 1 تا 2 میلیارد دلار توسط نیروی کار مهاجر به ایران بازگردانده می شود .
- در سال 1385 ، هفت میلیارد تومان از محل فروش وثیقه دانشجویان بورسیه ای که پس از تحصیل به کشور برنگشته اند به خزانه واریز شده است . بدهی این دانشجویان بین 10 تا 100 میلیون تومان بوده است .
و بسیاری دیگر از این نوع آمارها ...
همانگونه که پیشتر اشاره شد مهاجرت به طور عام و مهاجرت نخبگان به طور خاص منحصر به کشور ما نیست . بر اساس گزارش سازمان بین المللی مهاجرت (IMO )3 در سال 2000 میلادی ، 175 میلیون نفر در خارج از کشور زادگاه خود می زیسته اند و این در حالی است که در سال 1960 این میزان ، تنها 76 میلیون نفر بوده است که حاکی از رشد جمعیت مهاجر در جهان است . تعداد مهاجران بین المللی اکنون 190 تا 200 میلیون نفر تخمین زده می شود . قاره آفریقا در حال حاضر بالاترین میزان مهاجرت و فرار مغزها را در جهان داراست .بر اساس مطالعات IMO ، آفریقا از سال 1990 سالانه 20 هزار نفر از نیروهای متخصص خود را در اثر مهاجرت از دست می دهد و تحقیقات بانک جهانی نشان می دهد که سالانه 70 هزار نفر نیروی متخصص و کارشناس آفریقایی این قاره را برای یافتن کار در کشورهای توسعه یافته ، ترک می کنند . در سمیناری که تحت عنوان ( توسعه پایدار ) در شش سال 2006 در الجزایر برگزار شد ، انجمن اقتصاد دانان الجزایر اعلام کرد که در فاصله سالهای 1992 لغایت 1996 بیش از 40 هزار پژوهشگر و 99 هزار سرمایه گذار از این کشور به اروپا مهاجرت کرده اند . در زامبیا برای اینکه 50 پزشک در بخش خدمات بهداشتی فعالیت کنند ، 600 پزشک تربیت شده اند یعنی 550 نفر آنها مهاجرت می کنند .کشور گرانادا مجبور است برای نگهداری یک پزشک در کشور ، 22 پزشک تربیت کند . طبق برآوردهای به عمل آمده ، تربیت 600 پزشک آفریقای جنوبی که به طور رسمی برای مهاجرت به نیوزیلند ثبت نام نموده اند رقمی حدود 37 میلیون دلار برای مالیات دهندگان این کشور هزینه در برداشته است که این کشور به زحمت قادر به جبران آن خواهد بود .و بالاخره اینکه ، فقط بین سالهای 1961 تا 1983 حداقل 700 هزار دانشمند ، مهندس ، پزشک و سایر متخصصین از کشورهای در حال توسعه به آمریکا ، کانادا ، انگلیس و دیگر کشورهای توسعه یافته مهاجرت کرده اند و بدیهی است که این رقم اکنون (2008 ) چند برابر شده است .صرفنظر از منابع این آمارها و حتی با فرض اغراق آمیز بودن آنها ، شواهد موجود ، حاکی از آن است که کشور ما جزو کشورهای مهاجرت فرستی است که در بین مهاجران آن بیشترین افراد تحصیلکرده وجود دارند و پدیده مهاجرت نخبگان آن هم در سطح گسترده و بحرانی آن قطعی و مسلم است .در پایان ذکر این نکته ضروریست که به لحاظ ماهیت اجتماعی پدیده مهاجرت ، مبارزه مکانیکی با آن امکان پذیر نیست و باید راهکارهای مناسبی برای کاهش این معضل پیدا کرد . باید تدابیری اندیشید که بدون اتکاء به مبارزه مکانیکی و با بردباری و ایجاد شرایط مناسب زندگی و کاری برای نخبگان موجود در داخل و جذب نخبگان هجرت کرده و یا گردش مغزها ، این روند ناخوشایند را که صرفنظر از زیانهای اقتصادی آن به غرور ملی ما لطمه می زند ، مهار کنیم .
--------------------------------------
1- Elites Migration
2- Brain Drain
3- International Migration organization
منبع : کتاب انجمن تخصصی مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن
*- مدیر کارخانه آهنگری نوین